ابراهيم اصلاح عربانى
124
كتاب گيلان ( فارسى )
گيلان به ادب و فرهنگ و آشنايى بيشتر آنان به مظاهر تمدن از علل مهم گرايش به كسب آزادى و رهايى از قيد استبداد و اختناق بود . آزاديخواهان گيلان با فداكارى و ايثار به استقبال خطر رفته و براى كسب آزادى از بذل جان و مال دريغ نكردهاند . سوم نارضايى شديد مردم گيلان از اوضاع آشفته و نابسامان منطقه بود كه آنان را براى هرگونه قيام و جنبشى برمىانگيخت . حكومت مركزى و حكام گيلان در برابر صدمات وارده بر گيلان ، ويرانى شهرها ، شيوع و با و طاعون و كشتارهاى وحشتناك آنها و همچنين آتشسوزيهاى مكرر نهتنها هيچگونه عكس العملى نشان نداده گامى در جهت رفاه مردم برنمىداشتند بلكه خود نيز با سختگيرى و آزار مردم بر شدت نارضاييها مىافزودند . اما از همه مهمتر روابط نزديك گيلان با روسيه و قفقاز بود كه افكار نوين را در اين منطقه اشاعه داد . گيلانيها از مدت زمانى پيش با روسيه و قفقاز مخصوصا بادكوبه و تفليس روابط تجارتى داشته در فرصتهاى مختلف به آن نواحى سفر مىكردند و در اثر تماس با مردم آن سامان با افكار نوين آشنايى پيدا كردند . بايد توجه داشت كه گيلان در شرايطى بسيار مشكلتر از ساير نقاط ايران قرار گرفته و مبارزه عليه استبداد در آنجا با مشكلاتى عظيم روبرو بوده است زيرا گيلان آن زمان مستقيما در زير چكمه قزاقان روسيهء تزارى قرار داشت و كنسولگرى روس در تمام شئون زندگى مردم دخالت مىكرد . مسئولين كنسولگرى چنان رفتار مىكردند كه گويى جانومال مردم در اختيار آنهاست . با حضور دو هزار و پانصد قزاق مسلح روسى كه داراى تجهيزات كامل بودند نكراسف كنسول روس به هركارى كه مايل بود دست مىزد و كسى جرئت اعتراض نداشت . قزاقهاى روسى فقط به منظور سركوب كردن آزاديخواهان ايران و پشتيبانى از حكومت استبدادى به گيلان اعزام شده بودند . اسناد و مدارك موجود درستى اين ادعا را نشان مىدهند . در چهارم ماه مارس 1909 مطابق با چهاردهم اسفندماه 1287 سفير انگلستان در روسيه به وزير خارجه دولت متبوع خود طى تلگرافى اعلام مىدارد : « مراسلهاى از وزير خارجه روس به من رسيد دائر بر اينكه عدهاى سرباز با مسلسل و اتومبيل و دو عراده توپ به انزلى فرستاده شد و يك كشتى جنگى هم براى حفاظت كشتىاى كه حامل قشون و مهمات است مأمور عزيمت به سواحل ايران گرديد . فرمانده كشتى جنگى مأموريت دارد هرگاه در موقع پياده شدن قشون به خاك ايران از طرف انقلابيون مورد حمله قرار گيرد يا مانع پياده شدن قشون گردند كمك جنگى به قشون بنمايند . . . » چهار روز بعد سفير انگلستان طى تلگراف ديگرى به وزير خارجه انگليس يادآورى مىكند : « وزير خارجه روس به من اطلاع داد قشونى كه به ايران فرستاده شده براى حفظ اتباع دول خارجه است و در امور ايران مداخله نخواهد كرد . » اما قزاقان روس هرروز به دستور كنسول عدهاى را در رشت مجروح و مضروب ساخته بازداشت مىكردند . دخالت روسها در امور گيلان بدون هيچگونه پردهپوشى انجام مىگرفت و تا سقوط امپراطورى تزار و حتى بعد از آن ادامه داشت . ميزان اين دخالت و چگونگى و حدود آن را نامه مورخ اول شعبان 1329 قمرى كنسول روسيه به حكمران گيلان نشان مىدهد . متن نامه مزبور بدينقرار است : « نظر به اخبار واصله ، بعضيها در صدد اخلال امنيت شهر برآمده به خيالات فاسده افتادهاند . صرف نظر از مذاكرات شفاهى راجع به اين امر ، لازم گرديد كتبا نيز خاطرنشان جناب اجل عالى بنمايد : هرگاه قونسولگرى دولت امپراطورى روس هريك از بلوائيان را ، در هرلباس و درجه و در هرشغل و منصبى باشند ، در هرنقطه و مكان مشاهده نمايد بدون مراجعه به كارگزاران دولت عليه ، به لحاظ ضيق وقت ، دستگير و در رسيدگى به صحتوسقم اتهامات اقدام و تا اعادهء امنيت عمومى محبوس خواهد ساخت . هريك از اتباع ايران نيز كه بخواهند اشخاص مزبور را به طور قاچاق نگاهدارى و پنهان سازند ، مشمول همين اخطاريه خواهند بود . لازم است كارگزاران اجل عالى اقدامات فورى به عمل آورند تا قونسولگرى امپراطورى اطمينان يابد و مجبور نشود به اقدامات شديد مبادرت ورزد . امضاء نكراسف » . « 10 » يكى از كارهاى حيرتانگيز كنسول روس كتك زدن افصح مدير روزنامه خير الكلام بود . مقالات و مطالبى كه آن موقع در روزنامه خير الكلام منتشر مىشد با افكار و انديشههاى نكراسف مغايرت داشت . كنسول روس يك روز همراه چند قزاق به اداره روزنامه خير الكلام رفت و افصح مدير آن را به بهانهاى واهى مضروب و مجروح ساخته به عنف از دفترش بيرون كشيد ، سپس توسط قزاقهاى روسى او را توقيف كرده به كنسولگرى برد . گيلانيها با وجود موانع و مشكلاتى كه در پيش داشتند دخالت كنسول روس را در امور مربوط به خود تحمل نمىكردند ؛ به عنوان مثال در بهار سال 1325 قمرى كه مردم رشت عليه حكومت استبدادى دست به اعتصاب و اعتراض زدند موج اعتراض منجر به تعطيل برخى از سازمانهاى دولتى از جمله تلگرافخانه گرديد بطورىكه كنسولگرى روس و انگليس مخابره گزارشهاى تلگرافى خود را به مركز متوقف ساختند . در اين موقع كنسول روس به عنوان كمك به اشخاصى كه به واسطه تعطيل بازار از كسبوكار بازماندهاند به جمعآورى اعانه پرداخت و خود نيز متعهد گرديد 20 ليره ( معادل 100 تومان ) پرداخت نمايد . آزاديخواهان و روشنفكران و طلاب گيلان عليه اقدام كنسول روس به شدت اعتراض كرده به مردم هشدار دادند كه ايرانيها هرگز نبايد از روسها اعانه و صدقه قبول كنند . در اثر اين اعتراضها جمعآورى اعانه متوقف گرديد . از تمام نقاط ايران مخصوصا آذربايجان تلگرافهاى تبريك و تشكر به رشت رسيد . همانطوركه گفته شد انقلاب مشروطيت از تهران آغاز گرديد ؛ همزمان با شروع فعاليتهاى آزاديخواهان در تهران روشنفكران و آزادمردان گيلان نيز به تكاپو پرداختند . در ميان آزاديخواهان گيلان فعاليت دو تن از آنان چشمگيرتر بود . اين دو تن عبد الحسين خان معز السلطان و برادرش ميرزا كريم خان فرزندان وكيل الرعايا بودند كه فداكاريهاى آنان در نهضت مشروطيت هرگز فراموش شدنى نيست . عبد الحسين خان معز السلطان به پاس همين خدمات درخشان پس از پيروزى آزاديخواهان به دريافت لقب سردار محيى مفتخر شد .
--> ( 10 ) . گيلان در جنبش مشروطيت ، ابراهيم فخرايى ، شركت سهامى كتابهاى جيبى ، چاپ سوم ، 1356 صفحه 229 .